×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
یادداشت رییس خانه صنعت، معدن و تجارت استان یزد: الزامات و موانع رونق تولید در ایران

سالهاست که بالاترین مقام کشور اهداف بزرگ و مهمی را تحت عنوان شعار سال تعیین می کنند که نوعی هدف گذاری و یا شاید بیان مشکل اساسی کشور و درخواست حل آن باشد و قریب به ۲۰ سال است که  این نام گذاری ها مرتبط با اقتصاد و با تاکید بر محوریت تولید بوده است.

سوال اینجاست که چرا مشکل رفع نمی شود ویا پیشرفت خیلی محسوسی دیده نمی شود؟ با وجود اینکه همه مسئولین دلسوز دولت و همچنین فعالین اقتصادی و مردم عاشق کشور عمیقاً آنرا باور دارند و قدم هایی هم بر می‌دارند.

به اعتقاد من با ادامه روند کنونی ۲۰ سال دیگر هم این مشکلات حل نمی‌شود. در حالیکه کشورهایی مثل سنگاپور، مالزی، امارات، ترکیه و دیگر کشورها در یک برنامه ۲۰ ساله متحول شدند، از پایین ترین رتبه اقتصادی به دهمین یا بیستمین کشور اول دنیا تبدیل شدند. سوال عمده اینجاست که چرا ما نتوانستیم؟

رسیدن به رونق تولید، توسعه مطلوب، رفاه مردم و ارتقا رتبه کشور در رنکینگ جهانی چنان نیست که با فشار یک دکمه اتفاق بیفتد. حوزه تولید و صنعت تنها بخشی از یک پازل بزرگ است و  باید خیلی از قطعات در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا آن اتفاق بزرگ بیفتد.

 یک خودرو را در نظر بگیرید که مشکل نیروی محرکه دارد. زمین گیر شده یا کند حرکت می کند. اگر برف پاک کن و چراغ راهنما را تعمیر و لاستیک ها را تعویض کنید. تغییر ایجاد می شود اما در حرکت خودرو بهبودی ایجاد نمی‌شود. باید سیستم برق رسانی و احتراق و انتقال نیرو را بررسی و اصلاح کرد و البته باید سوخت کافی و باکیفیت هم تهیه کنید تا خودرو به حرکت درآید و سرعت بگیرد.

همین شرایط را در اقتصاد داریم. کشور ما وارث چند دهه خطا، اشتباه و کژکاری در تصمیم گیری های کلان حوزه تولید و اقتصاد بوده و بدون رفع موانع و اصلاح سیستم ها و اشکالات نمی توان یک شبه، یک ساله و یا چند ساله  در اقتصاد وتولید رونق ایجاد کرد.

یکی از این خطاهای مهم، عدم شایسته سالاری در گزینش و انتصاب مدیران و کارگزاران دولتی است. آنها به درستی گزینش نشدند و حتی خیلی وقتها در پست تخصصی خود هم نیستند.  معنی ندارد  که فارغ التحصیل رشته فلسفه یا تاریخ، در شرایط بحران اقتصادی، اداره کشور را قبول کند. اگر خودرو شما خراب باشد آنرا پیش یک پزشک ماهر یا دکترای الهیات و تاریخ می برید یا مهندس و تکنسین و تعمیرکار؟ کشور این روزها به اقتصاد دان بیشتر نیاز دارد تا مداح.  باید شایسته‌سالاری در تمام سطوح مدیریتی اتفاق بیفتد و کار به اهلش سپرده شود.

اشتباه بزرگ دیگر که انجام شده در حوزه انرژی است. مطالعات یکی از اساتید دانشگاه صنعتی شریف نشان می دهد که  در ایران سالیانه ۴ میلیارد دلار یعنی ۶۰۰ هزار میلیارد تومان یارانه انرژی پرداخت میشود. یعنی سالیانه ۳۰ میلیون تومان به ازای هر خانواده چهار نفره اعم از متمول و یا فقیر داریم به طور غیر مستقیم یارانه انرژی پرداخت می شود.

نکته جالب اینجاست که ۸۰ درصد این انرژی توسط صنایع بزرگ پتروشیمی و فولاد و چند حوزه دیگر مصرف میشود که یا دولتی هستند یا خصولتی و محصولاتشان را هم به قیمت ارزان صادر میکنند. در واقع داریم به کشورهای مقصد صادرات اینها یارانه می پردازیم . جالبتر اینکه از سه و نیم میلیون اشتغال موجود در کشور کمتر از ۷ درصد مرتبط به این متمول های پرمصرف است.  و بعد برای کنترل قاچاق سوخت ارزان ناشی از چند نرخی بودن ارز و یارانه دار سالیانه هزاران میلیارد تومان هم به دهها و صدها هزار نفر مامورحقوق می دهیم.

 در این شرایط باید “هزینه، فایده” کنیم که اگر یارانه انرژی را قطع کنیم، چه مقدار هزینه حقوق کارمندان نظارتی و نیروی انتظامی و غیره کاهش می یابد و چه مقدار قیمت ها افزایش می یابد؟  این یک نمونه از اصلاح اشتباهات گذشته و البته تصمیمات سختی است که باید سران کشور بگیرند. مطمئنا اگر برای مردم تبیین شود که چه اتفاقات خوبی می افتد خواهند پذیرفت.

 در خصوص الزامات رونق تولید هم مطالبی را عرض می‌کنم. اگر بخواهیم اقتصاد و تولید رونق پیدا کند باید از این همه پتانسیل های کشور استفاده درست کنیم ، پتانسیل هایی که خیلی از کشورها آرزوی داشتن فقط یکی از آنها را دارند. باید بودجه و امکانات را بهینه تخصیص بدهیم . باید کاری کنیم که فعالیت‌های مولد تشویق شوند و جایزه و پاداش بگیرند و فعالیتهای غیرمولد نظیر سوداگری و سفته بازی و دلالی و رانت خواری و قاچاق و امثالهم هزینه و جریمه بپردازند. باید سرمایه ها، نقدینگی و امکانات به صورت طبیعی به سمت فعالیت‌های مولد اعم از صنعت، معدن، کشاورزی و خدمات مرتبط با حوزه تولید گرایش پیدا کند. باید به تناسب ایجاد ارزش افزوده واشتغال و صادرات و… پاداش و مشوق بیشتری بدهیم. نه اینکه خام فروشی و تولید با ارزش افزوده بالا به یک اندازه جایزه صادراتی بگیرند.

باید از تولید حمایت هدفمند شود بطوریکه شرکت های دانش بنیان و خلاق  با فناوری بالا خود به خود رشد کنند. در گذشته سود بانکی تولید کننده چند درصد کمتر از تجارت بود و لذا خود بخود تولید جذابیت داشت وسرمایه گذاری بیشتری در حوزه تولید انجام می‌شد یعنی تولید رونق می گرفت.

حمایت تنها هم کافی نیست باید همراه با هدایت باشد. دولت باید مثل یک پدر دلسوز تولید کننده واقعی و سالم را فرزند خودش بداند.

شما از بانک ها سوال کنید در بیست سال گذشته سهم تسهیلات بخش تولید در مقایسه با سایر بخش ها چقدر بوده است؟ چه مقدار سهم بخش دولتی و خصولتی و بنگاه های زیرمجموعه خود بانک و چه میزان سهم بخش خصوصی واقعی؟ سهم تسهیلات پرداختی برای سرمایه ثابت در مقایسه با سرمایه در گردش چه مقدار است ؟ اگر منحنی آن را رسم کنید می بینید که سهم تولید در این سالها مرتب کاهش یافته و نزولی بوده است.

برای حمایت از تولید باید نظام بانکی نظام ارزی، نظام تعرفه ای، نظام مالیاتی، نظام بیمه‌ای و امثالهم اصلاح شود. قانون کار و قراردادهای کار در ظاهر حامی کارگر است ولی در واقع بهره وری نیروی کار و رقابت و رشد را از نیروی کارجوان گرفته و عادت ها و فرهنگ غلطی را ایجاد نموده است. باید حمایت در مقابل ظلم و خدای ناکرده سوء استفاده کارفرمانماها باشد. باید بجای حمایت های افراطی و غلط، نظام تامین اجتماعی به نفع تولید در چارچوب سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی اصلاح و باکمک دولت کامل شود تا کارگر و کارفرما دغدغه معیشت و بهره وری نیروی کار نداشته باشند تا محصول با کیفیت و قیمت رقابتی تولید شود.

    ما در بخش خصوصی علاوه بر حمایت های مالی و قانونی به هدایت هم نیاز داریم. در قرن بیست و یکم دنیا وارد انقلاب چهارم صنعتی شده است. در این شرایط ما همچنان با دعوا های بیهوده سیاسی فرصت ها را یکی پس از دیگری از دست می دهیم. به نظر من مهمترین و بزرگترین خسارت و ضربه ای که داریم می خوریم از دست دادن زمان و فرصت است که جبران شدنی نیست. دنیا به سرعت جلو می رود و ما با این سرعت کند و خنثی کردن نیروی یکدیگر همین حالا هم در حوزه تولید و صنعت و فناوری چند ده سال عقب ماندگی داریم. تحریم ها، جنگ ۸ ساله و برخی کژکاریها به اندازه کافی ما را عقب انداخته است نباید بیش از این فرصت سوزی کنیم.

    حالا که مجبور به تحمل فشار تحریم‌ها هستیم ما تولید کنندگان باید به عنوان یک فرصت از آن استفاده کنیم. بازار بزرگی جلوی روی ما باز شده و رقبای خارجی هم نمی توانند وارد شوند. اگر حرکت های ما همراه با تدبیر و تحول باشد، درست قدم برداریم و تولید خود را از حالت سنتی خارج کنیم با کمک دانشگاه‌ها و با ایجاد مراکز تحقیق و توسعه میتوانیم تولید با کیفیت و قیمت مناسب داشته باشیم و شرکت هایمان را توسعه بدهیم. برای ایجاد فرهنگ مصرف کالای ایرانی باید تلاش کنیم.  باید بهره‌وری نیروی کار را با کمک کارگران عزیز و حمایت و تدبیردولت افزایش دهیم و انتظار مصرف کنندگان را در خصوص کیفیت و دوام محصول و خدمات پس از فروش برآورده کنیم. تحریم های خصمانه بالاخره تمام خواهد شد . باید کاری کنیم که کالاهای خارجی پس از پایان تحریم هم دیگر جایی در سبد خانواده های ایرانی نداشته باشند.

رونق تولید تحقق خواهد یافت اگر قطعات مختلف پازل کنار هم قرار بگیرند. باید حمایت دولت در کنار و توام با اصلاح قوانین و مقررات وسیاست های غلط، اصلاح نظام بانکی و پولی، نظام تعرفه ای ، مالیاتی، بیمه‌ای، بهبود محیط کسب و کار و ارتقاء فهم نظری مدیران خصوصی و دولتی، کاهش تصدی‌گری دولت و اجرای درست و شجاعانه اصل ۴۴، مبارزه جدی و ملی با فساد در تمامی سطوح و کاهش تنش های داخلی و خارجی به خصوص با همسایگان باشد تا اثر بخش شود.

     حمایت های دولت باید کاملا هدفمند باشدو وقتی می‌گوییم که باید بهره بانکی به بخش تولید چند درصد کمتر از تجارت باشد و باید مالیات این بخش کمتر از بخش‌های تجاری و دیگر موارد باشد. منظور حمایت کورکورانه و یکجانبه نیست.

 باید حمایت ها در چهارچوب سیاست های کلان اقتصادی دولت، آمایش سرزمین، استراتژی توسعه منطقه‌ای، ارزش افزوده، اشتغال، فناوری تحقیق و توسعه، صادرات، ارزآوری، کاهش وابستگی و امثالهم ، کاملا دقیق و شفاف مدون شده، انتشار عمومی یابد تا نتیجه بخش باشد.

باید دانشگاه های ما به سمت تربیت نیروی انسانی بر اساس نیاز کشور حرکت کنند. باید نیروی انسانی عالم و  ماهر و تربیت‌ کرد. این در حالی است که در شرایط فعلی فارغ التحصیلان دانشگاهی وقتی وارد بازار کار می شوند تازه شروع به فراگیری و مهارت آموزی میکنند. باید پایان نامه های دکترا و کارشناسی ارشد و کارشناسی بر اساس نیازهای کشور و به خصوص صنعت باشد.در غیر اینصورت سود این پایان نامه ها را کشورهایی همچون کانادا و آمریکا و اروپا می برند.

این قطعات پازل اگر صحیح و یکجا کنار هم قرار بگیرند می توان رونق ایجاد کرد. مطمئنم که مسئولان دلسوز به خیلی از این موارد که مطرح شد اشراف کامل دارند. پس چرا یک نفر پیدا نمی شود این ها را دور هم جمع کند و از برآیند این نیرو و توان عظیم استفاده کند.

یزد استان نجیب، محروم از مواهب طبیعی و مظلوم در تخصیص امکانات

حال علاوه بر فعالین اقتصادی و کارگزاران و مدیران اجرایی ، رسالت عموم مردم چیست؟ مردم ببه عنوان اولین گام باید در هنگام انتخاب نمایندگان مجلس که فونداسیون اقتصاد کشور را می ریزند و چهارچوب اجرایی و قضایی کشور را طراحی میکنند و اقتصاد و همه چیز را ریل گذاری میکنند دقت کنند. باید نمایندگان خود را با شناخت کافی و با دید باز انتخاب کنند. سوابق و دیدگاه های آنها را مطالعه کنند و انسان های متفکر و با کارایی بالا را به مجلس بفرستند.

 یزد استانی صنعتی است و پنجاه درصد اشتغال آن از ناحیه صنعت است. درست نیست که اینچنین استانی یک نماینده در کمیسیون صنایع و معادن ندارشته باشد. باید از آنها بپرسیم که نخواستید و یا شرایطش را نداشتید؟ در هر دو مورد ما رای دهندگان مقصریم، ما  کوتاهی کردم که افرادی را انتخاب کردیم که به درد اقتصاد استان نخورند.

هر استان یک وزیر معین در ستاد راهبری اقتصاد مقاومتی دارد که در هیئت دولت حضور دارد و مشکلاتی که در ستاد استان مطرح می شود را در سطح ملی طرح و پشتیبانی می کند. متاسفانه وزیر معین یزد را  به جای اینکه یک  وزیر قدرتمند اقتصادی باشد، وزیر دادگستری تعیین کرده اند. یزد استانی کم جمعیت ولی قدرتمند اقتصادی است و باید هم در مجلس و هم در دولت افراد تاثیر گذاری داشته باشد تا بتوانند حقش را در تخصیص بودجه و امکانات بگیرند اما متاسفانه این امر محقق نشده است.

سیدعلی اکبر کلانتر

رئیس هیئت مدیره خانه صنعت ، معدن و تجارت استان یزد

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false